ماشاوره و آموزش روابط جنسی و زناشویی برای زوجین

اختلاف هایی که به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه می زند

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:یکشنبه 11 آبان 1393-10:52 ق.ظ

اختلاف های اساسی که به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه می زند

متأسفانه مردان ما بسیار معتقدند كه همسری زیبا داشته باشند در حالی كه در آمار جهانی بهداشت زیبایی نمره 25 و تفكر 300 نمره دارد ، زیبایی دوره محدودی دارد ولی ما نمی توانیم تفكر و تعلیم و تربیت را انكار كنیم . اولین چیزی كه در حوزه تفكر جلوه گر می شود هوش است. زندگی یك زوج با اختلاف هوش فاحش بسیار مشكل است. افرادی كه ضریب هوشی پایینی دارند از رفتار و كردارشان مشخص است پختگی كامل را ندارند عامل دیگر تشخیص هوش انتزاعی است، انتزاعی یعنی: توانایی درك و استنباط موقعیت های كلی.

افرادی كه تفكر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند و لازم نیست برایشان تكرار كنید. جنبه دیگر تفكر، توانایی حل مسأله است. یعنی تفكری كه انسان می تواند درآن مسائل خودش را حل كند. گاهی یك نفر از روی ترحم با فردی ازدواج می كند كه از نظر هوش در سطح پائینی است. زندگی با کسی که با شما اختلاف هوشی دارد مشکل است یکی از ارکان اصلی مدیریت تفکر خوب است.

شباهت ها و تفاوتهای دختر وپسر

پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد، که با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند. میزان بی ثباتی و طلاق در زوجین شبیه هم کم مشاهده می شود. بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند.

- هوش: اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه ی زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

- ارزش ها: لازم است که زن وشوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاٌ: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

- علائق: اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد.

بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند.

توقع از وظایف و مسئولیت های خانوادگی

زن وشوهر باید درباره وظایف و مسئولیت های زنا شویی وحدت نظر داشته باشند طرز فکر افراد به دو دسته تقسیم می شود، بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند . به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیهای فطری و طبیعی در زن و مرد است .

اختلاف هایی که می تواند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزند عبارتند از:

1- میزان انرژی: وقتی یکی از طرفین پر انرژی و در مقابل همسر او کم انرژی باشد. این افراد به مشکل عدیده ای برخورد می کنند و این اختلاف در زمینه های معاشرت اجتماعی، و مذهبی خود را نشان می دهد .

2- عادات شخصی: وقتی زن وشوهر عادات شخصی متفاوتی با هم دارند به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود و می توان به مواردی مانند وقت شناسی، نظم و ترتیب ، وابستگی، و احساس مسئولیت اشاره کرد.

3- استفاده از پول: بسیاری از زوجها در اثرفقدان بر سر مسائل مالی دچار مشکل می شوند یکی می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه علاقمند است. اختلافاتی مانند این می تواند بر زندگی زنا شویی تأثیر بگذارد.

4- علائق و مهارت های کلامی : اگر یکی از زوجین پر حرف و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر یکی به هنگام صرف غذا علاقمند به حرف زدن باشد و همسرش بخواهد سکوت کند یا یکی از طرفین علاقمند به مکالمه ی تلفنی طولانی باشد زمینه اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

این نکته را به خاطر بسپارید که ازدواج برای توانمندی شخصیت و فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است .

سن مناسب برای ازدواج

دختر وپسر که با هم ازدواج می کنند باید فاصله سنی زیادی نداشته باشند . فاصله سنی معمولاٌ نگرش فکری را نیز باعث می شود و عدم تفاهم را پیش خواهد آورد. تناسب سن در میان زن و مرد آن دو را از نظر علائق و نیاز ها به هم نزدیک می کند و بهتر می توانند به نیاز های طبیعی هم پاسخ دهند. سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی متفاوت است. در مناطق گرم سن بلوغ و ازدواج پایین و در مناطق کوهستانی و سرد بالاتر است. بهترین سن ازدواج رسیدن به بلوغ عاطفی و روانی است . ممکن است کسی در 16 سالگی و دیگری در 30 سالگی به این بلوغ برسد . ازدواج دیر رس نیز به نوبه خود اثرات سویی روی ازدواج می گذارد و به علت راه مخصوصی که هر یک از طرفین در زندگی پیش گرفته اند قادر به برآوردن نیاز های همسر خود نیستند.

اولویت ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسر

الف- ملاک های درجه اول

این ملاک ها بسیار مهم هستند و کار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد.

1- ایمان. 2-اخلاق. 3- تشابه علاقه ها و سلیقه ها

ب- ملاک های درجه دوم

این ملاک ( ثروت و تحصیلات) بستگی به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی آن ها دارد.کسانی که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند عده زیادی باید توجه داشته باشند به دلیل زرق و برقی که این ملاک ها دارند افراد نباید بی جهت گم شده شان را در دارندگان این ملاک ها جستجو کنند و گذشته از ظاهر ، گشت گذاری هم در باطن افراد باشید.

منبع: خانواده مطهر 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بده بستان های زناشویی

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:شنبه 10 آبان 1393-11:30 ق.ظ

بده بستان های زناشویی

امتیاز جمع کردن در رابطه ی زناشویی به سود کسی تمام نمی شود. در شرایط رقابت و چشم و هم چشمی فضای رابطه ی زناشویی مکدّر و منفی می شود و مانع از آن می شود که زن و شوهر به شادی و نشاط ناشی از زندگی زناشویی دست پیدا کنند.

رابطه ی سالم مبتنی بر مشارکت است. زن و شوهر با هم همکاری می کنند، در مقام حمایت از یکدیگر هستند، به هم وابستگی دارند، اما رقابت......

ممکن است کسی بپرسد، یعنی اگر من اهل رقابت و چشم و هم چشمی باشم اشکالی دارد؟ بله اشکال دارد. البته واقعاً چیزی بهتر از این نیست که زن و شوهر با هم شوخی کنند، سر به سر هم بگذارند ولی تا کجا و به چه منظوری؟ اگر این شوخی ها به قصد رقابت باشد، می تواند خیلی زود تبدیل به مبارزه ای برای برتری طلبی شود و حالت زشتی پیدا کند.رقابت میان زن و شوهر یعنی امتیاز جمع کردن علیه دیگری.

اگر قرار باشد زندگی به این شکل در آید که "چون تو این کار را کردی، من هم این کار را می کنم" ، خطری ایجاد می شود که براساس آن رابطه ی زناشویی به جای اینکه مبتنی بر حمایت از هم باشد ، به جنگ و ستیز برای برتری یافتن منجر می گردد.

صمیمیت و توجه داشتن با بازی و مسابقه فرق دارد. در ازدواج و رابطه زناشویی زن و شوهر باید دست بده داشته باشند و حال آنکه در رقابت و مسابقه دست بگیر مطرح است. در هر رابطه ای دهنده و یا گیرنده هستید می دانید که گیرنده برای توجیه گرفتن خود به نفع خود امتیاز جمع می کند. وقتی عنصر رقابت هم به این جریان اضافه شود، فضای ازدواج به" این به آن در" تبدیل می شود و روحیه ی " تو به من مدیون هستی" حاکم می گردد.

در ازدواج و رابطه زناشویی زن و شوهر باید دست بده داشته باشند و حال آنکه در رقابت و مسابقه دست بگیر مطرح است.

به این موضوع فکرکنید، رقابت به حکم ماهیت خود فرض را بر این می گذارد که شما رقیب و یا دشمنی دارید. چگونه می توانید خودتان را برنده بدانید، حال آنکه برنده شدن شما به زیان کسی تمام شده که او را دوست دارید. چگونه ممکن است زن و شوهری برای کسب قدرت، رقابت کنند و با این حال رابطه ی هماهنگ داشته باشند؟

یک رابطه ی محکم و برقرار ، بر پایه ی از خودگذشتگی و بذل توجه است و نه بر اساس جدال برای کسب قدرت و مسلط شدن.

اغلب اوقات این حسابگری و این امتیاز جمع کردن به نوعی به بدبینی تبدیل می شود که در آن طرفین رابطه از قبول یک هدیه و یا یک اقدام مهرانگیز از جانب یکدیگر نگران می شوند زیرا احساس می کنند دریافت آن هدیه برایشان گران تمام می شود.

در یک رابطه ی رقابت آمیز، نواقص و اشکالات، صادقانه تصدیق نمی شوند. زیرا هر اعتراف به اشتباه، طرف مقابل را در شرایط دریافت امتیاز قرار می دهد و سازنده ترین انتقادها تولید مقاومت و واکنش انفعالی می کند.

جان کلام آنکه وجود روحیه ی رقابت میان زن و شوهر، توفانی است که می تواند پایه های یک رابطه ی سالم را از هم فرو پاشد. برای حفظ موقعیت بالا و برتر باید پیوسته همسرتان را پایین و پایین تر بیاورید تا خودتان بالاتر بروید.

یک رابطه ی محکم و برقرار بر اساس، از خودگذشتگی و بذل توجه است و نه بر اساس جدال برای کسب قدرت و مسلط شدن.

طرز تلقی و نگرش شما همیشه این است که " برای من هورا بکشید" . اگر فرزندانتان جایی موفق می شوند علتش این است که شما آن ها را خوب تربیت کرده اید . اگر خانه ی خوبی خریدید علتش به شما بر می گردد و به همین ترتیب در شرایطی قرار می گیرید که نمی توانید نظرات همسر خود را بپذیرید یا آن را رد کنید و مشکلی هم بروز نکند. از آنجا که قصد جمع آوری امتیاز را دارید، به سود شماست ثابت کنید که همسرتان اشتباه کرده است.
رقابت

وقتی چنین روحیه ای بر روابط زناشویی حاکم می شود هرگز معنا و مفهوم دوست داشتن و دوست داشتنی بودن را لمس نمی کنید. هرگز به مفهوم همکاری و همیاری نزدیک نمی شوید. با رابطه ی زناشویی خود چون یک بازار کالا رفتار می کنید. چیزی می دهید و چیزی می گیرید.

با توجه به آنچه در ادامه خواهیم گفت متوجه خواهید شد که آیا در رابطه ی شما و همسرتان رقابت جای همکاری و همیاری را گرفته یا نگرفته است:

- سعی می کنید در برابر فعالیت های همسرتان کسب امتیاز کنید. مثلاً اگر همسر شما اوقات فراغتی برای خود در نظر می گیر به اتفاق دوستانش شما اقدام به محاسبه ی امتیاز می کنید.

- برای امتیاز دادن به شیوه ی مذاکره روی می آورید و هرگز چیزی را به عنوان یک اقدام حمایتی به همسرتان نمی دهید.

- به ندرت بدون اینکه به روی همسرتان بیاورید، برای او کاری صورت می دهید، اگر کاری در مقام حمایت از همسرتان صورت دهید، جزئیات آن را با آب و تاب شرح می دهید و به زحمتی که در این مورد متقبل شده اید اشاره می کنید.

- در هر مشاجره یا مواجهه با همسرتان، از اشخاص بیرونی، یعنی از بستگان، دوستان و آشنایان کمک می گیرید تا تعادل را به سود خود برقرار سازید. به قولی یار گیری می کنید.

- به اصرار می خواهید که حرف آخر را شما بزنید.

اگر این روحیه ی رقابت طلبی زندگی شما را مختل کرده است چه بهتر که آن را انکار نکنید. درست به همان شکل که انکار بیماری هایی از قبیل سرطان یا بیماری های ویروسی شرایط را از آنچه هست بدتر می کند. اصولاً امتیاز جمع کردن در رابطه ی زناشویی به سود کسی تمام نمی شود. در شرایط رقابت و چشم و هم چشمی فضای رابطه ی زناشویی مکدّر و منفی می شود و مانع از آن می شود که زن و شوهر به شادی و نشاط ناشی از زندگی زناشویی دست پیدا کنند.

بخش خانواده ایرانی تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خط قرمز های رابطه زناشویی

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:شنبه 10 آبان 1393-11:27 ق.ظ

 لابد شنیده‌اید كه فلانی آدم آویزانی است؛ یعنی همیشه محتاج توجه، بخشش، محبت یا حتی پول و امكانات دیگران است. خدا نكند همسر كسی چنین خلق و خویی داشته باشد چون كار از عشق و عاشقی می‌كشد به كینه و نفرت. برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع را شکلی از غرور تعبیر می‌کنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزت‌نفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط زناشویی می‌شود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها، برنامه‌ها و خواسته‌های فردی‌اش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمی‌تواند یا نمی‌خواهد حقی هم برای همسرش قائل شود.یکی از مواردی که عدم مناعت طبع باعث تخریب رابطه همسران می شود حساب و کتاب بیش از حد در مسائل مالی است. آنها فکر می کنند اگر درآمد های خود را مستقلا خرج کنند و یا پس انداز نمایید به سلامت رابطه خود کمک کرده اند در صورتی که بالعکس زندگی مشترک یعنی اشتراک در کلیه داشته ها و امکانات. با بررسی این موضوع لازم است تا نشانه های همسران با عزت نفس را بیان کنیم و راهکارهایی را برای آن ارائه دهیم.همان‌طور که هر بیماری علائمی دارد، بیماری كمبود عزت‌نفس هم نشانه‌هایی دارد.

خط قرمز

خواهش‌های مكرر!
هرچند بعد از شروع زندگی مشترک یا حتی در دوران آشنایی و عشق و علاقه، انتظاراتی در طرفین ایجاد می‌شود (مثل خرید هدیه، بودن در کنار هم، پاسخ‌گفتن به نیازهای عاطفی و...) اما خواستن و به‌زبان‌آوردن این خواسته‌ها به شكل مكرر و با اصرار، نشان‌دهنده کمبود یا نبود مناعت طبع است.

همیشه همین‌جا باش! جای شکی نیست که عشق و علاقه ما به‌هم، احساس نیاز به بودن در کنار یكدیگر را ایجاد و تقویت می‌کند اما گاهی این علاقه به حسی بیمارگونه تبدیل می‌شود که آزادی طرف مقابل را از او می‌گیرد.

شك می‌كنم پس هستم! وقتی عزت نفس‌مان را از دست می‌دهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک می‌کنیم. برای برطرف‌کردن این شک و تردید هم مدام او را سؤال‌پیچ می‌کنیم.

كی گفته تو مهمی؟ بی‌توجهی به توانایی‌ها، تشویق و تعریف‌نکردن از طرف مقابل، بی‌توجهی به خواسته‌های او به عمد، نشان‌دهنده مناعت طبع پایین ماست چون دوست نداریم یا نمی‌خواهیم توانایی‌های همسرمان را ببینیم و جدی بگیریم.

ایستادن روی خط مرز؛ روان‌شناسان عقیده دارند بسیاری از اختلافات زناشویی، ناشی از بی‌توجهی به حریم شخصی طرف مقابل است. این حریم باید محترم شمرده شود. زن یا شوهری که مناعت طبع ندارد، با حضور دائمی‌اش- چه به‌صورت فیزیکی و چه با تلفن‌کردن‌های مکرر یا هر شیوه دیگر- آرامش طرف مقابل را به هم می‌زند.

حساب واقعا حسابه؟ وقتی مناعت طبع از وجودمان پر می‌کشد، جیب‌هایمان از هم جدا می‌شود و تو و منی وارد زندگی می‌شود.
وقتی عزت نفس‌مان را از دست می‌دهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک می‌کنیم.

دو دوتا گاهی 5 تا گاهی كمتر! اگر در مقابل هر کار یا محبتی که برای طرف مقابل انجام می‌دهیم، انتظار تلافی داشته باشیم و حسابگری کنیم، مطمئن باشیم، مناعت طبعمان را فراموش کرده‌ایم. محبت به دیگران را با نیاز درونی و رضایت شخصی ناشی از علاقه به همسر تنظیم کنیم.

نسخه های درمانی!

درست است كه از قدیم گفته‌اند درخت تلخ بر شیرین نیارد! اما شاید با پیشرفت علم، این روزها بتوانیم جوری خودمان را تغییر بدهیم؛ مثلا با عمل‌كردن به این نسخه: چوب‌خط را دور بینداز! برای نشان‌دادن محبتمان به طرف مقابل، چوب‌خط نگذاریم اما به پای او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیه‌ای می‌خریم، انتظار تلافی با خرید هدیه‌ای به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم اما اگر با بی‌توجهی او روبه‌رو شدیم، شیوه نشان‌دادن علاقه‌مان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بی‌توجهی همسرمان- می‌شویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس می‌کنیم خوار و ذلیل شده‌ایم.


قورباغه

اینجا اتاق من است؛ اول در بزن. همان‌طور که دوست داریم خلوت و آرامش‌مان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ از نشانه‌های عزت نفس، محترم‌شمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترام‌گذاشتن به خواسته اوست. نق‌زدن، قهرکردن، بی‌توجهی، تلافی‌کردن به هر شکل ممکن، کج‌خلقی و لج‌بازی و... همگی از نشانه‌های نداشتن مناعت طبع است.

اگر زمانی که همسرمان برنامه‌ای دارد و نمی‌تواند در کنار ما باشد، ما هم برای آن ساعات برنامه‌ریزی کنیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد. انجام کارهای شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعت‌هایی از روز، الزاما به معنی بی‌توجهی همسرمان به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود.

چرا عاقل كند كاری...؟ به عقیده روان‌شناسان هرچه‌قدر عزت نفس‌ما پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارمان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهیم. در واقع مناعت طبع، بلند‌نظری به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل ناملایمات می‌شود. به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباه‌اش کنیم.

من گدا نیستم: خیلی از ما متر و معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخ‌گفتن او به نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقی‌مان می‌دانیم. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است بلکه در طرف مقابل احساس اسارت و انزجار ایجاد کرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی که به‌دنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است؛ بنابراین اجازه بدهیم هرکس محبتش را آن‌طور که بلد است، به ما نشان بدهد .

کسی که تلاش می‌کند بیاموزد تا علاقه‌اش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیک‌ترشدن به هم.

ماشین‌حساب را خاموش‌كن: اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند،و به ویژه اگر زن هم شاغل باشدبه جای جدا کردن حساب زندگی‌شان از هم، حسابشان را مشترک می‌کنند اما آقایان محترم یادشان باشد، بهتر است برای همسرشان حق داشتن حسابی جدا را درنظر بگیرند و او را مجبور به خرج‌کردن درآمدش در منزل نکنند. با این کار، مطمئن باشید همسرتان با کمال میل کمبودهای زندگی را با درآمدش جبران خواهد کرد.

منم همین‌طور! یکی از شیرینی‌های زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقه‌مندشدن به آنها به صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشان‌دادن علاقه‌مان به طرف مقابل، احترام‌گذاشتن به عقیده او، توجه به خواسته‌های او و در یک کلام احترام به همسر. با این کار به شکوفایی هر چه بیشتر او کمک می‌کنیم.

من هم بلدم! طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که به‌خاطر عشق و علاقه به طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بی‌توجهی- آن هم بی‌توجهی عمدی به خواسته‌های طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست .

همه‌پرسی خانوادگی! خودرأیی، تصمیم‌گیری بدون مشورت، تکروی و... نه تنها نشانه مناعت طبع و اعتماد به نفس بالا نیست بلکه به‌عکس، نشان‌دهنده کمبود این ویژگی‌های رفتاری است. از طرفی نشان می‌دهد با تنگ‌نظری می‌خواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم.

و در نهایت اینکه عزت‌نفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان می‌شود چون به پای طرف مقابل نمی‌افتیم و با رفتار عاقلانه و منطقی‌مان خوار و ذلیل نمی‌شویم؛ در ثانی این مناعت‌طبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانه‌ای را بین ما به‌وجود خواهد آورد.
همشهری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

احترام به تفاوت ها در زندگی زناشویی

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:شنبه 10 آبان 1393-10:57 ق.ظ

احترام به تفاوت ها در زندگی زناشویی

همانطور كه می دانیم زنان و مردان دارای تفاوت های بسیاری هستند و آگاهی ازاین تفاوت ها در بهبود روابط بسیار مؤثر است. همچون آهن ربا، تفاوت های افراد می تواند باعث جذب آنان به یكدیگر شود. با بالا رفتن درك و آگاهی می توانیم به این تفاوت ها احترام بگذاریم و توجه خاصی داشته باشیم.
تفاوت های بین مردان و زنان حقیقتاً می توانند مكمل یكدیگر باشند و به هر یک از طرفین فرصتی دهند تا به تعادل برسند. اگر ما روحیه كاملاً پرخاشگری داشته باشیم جذب فردی می شویم كه آرام تر و خونسردتر از ما باشد. با ارتباط برقرار كردن با فرد آرام و خونسرد، ما به طور ناخودآگاه با خصوصیات و كیفیت های این گروه آشنا می شویم.
در واقع تفاوت های بین افراد باعث می شود آنان به سوی یكدیگر جذب شوند و این همان احساسی است كه ما آن را عشق تعبیر می كنیم. معمولاً دختران جوان دوست دارند فردی را شریك زندگی خود انتخاب كنند كه فاقد خصوصیات بـَدِ خودشان باشد.
بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
تفاوت های بین افراد، بُعد دیگری را نیز ایجاد می كند؛ بدین معنا كه وقتی زن و شوهری تفاوت های بین یكدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یكدیگر نداشته باشند، در این صورت شباهت ها و همانندی های بسیاری را نیز در دیگری درك می كنند. گرچه هر كدام از ما منحصر به فرد هستیم ولی در بیشتر جنبه ها به هم شباهت داریم. این تضاد ما را به یك حقیقت شگفت انگیز در روابط رهنمون می كند. به عبارت دیگر شریك زندگی شما تركیبی از تفاوت ها و تشابهات مكمل است. زن و شوهرهای واقعاً عاشق، مفهوم این تركیب را بسیار خوب می دانند.نمونه های ذیل گفته های این افراد است:
ما با یكدیگر بسیار فرق داریم ولی آنچه كه ما را به یكدیگر پیوند می زند این است كه هر دوی ما خیلی احساساتی هستیم.
ما در بسیاری جنبه ها با یكدیگر تفاوت داریم. من طلوع آفتاب را دوست دارم ولی همسرم از غروب آفتاب خوشش می آید. او رؤیایی است ولی من واقع بین هستم. او از هر حادثه ای نگران نمی شود ولی من دائماً نگران هستم. با این وجود ما در بسیاری جنبه ها یكی هستیم. به طوری كه حرف و عملمان در زندگی یكی است و انگار دارای یك طول موج می باشیم.
گاهی اوقات من عاشق همسرم هستم و گاهی اوقات از او خسته می شوم. وقتی عاشق او نیستم به این خاطر است كه در آن لحظه توانایی ابراز عشق و محبت به او را ندارم. در این مواقع احساس خوبی ندارم زیرا می دانم برای بهبود رابطه و داشتن یك زندگی خوب باید با هم باشیم و یكدیگر را حمایت كنیم.
بیشتر مشكلات ما كاملاً متفاوت از یكدیگر است، ولی شباهت ما در این است كه هر دوی ما مشكلات زیادی داریم. ما یاد گرفته ایم برای غلبه بر مشكلات به یكدیگر كمك كنیم بدون آنكه به دیگری احساس بی ارزشی دست دهد. فكر می كنم اگر همسرم انسان كاملی بود و مشكلی نداشت احساس من طور دیگری بود به طوری كه می خواستم همیشه او را شكست دهم.
مدت دو سال از زندگی ما بسیار عاشقانه گذشت. بعد از مدتی آتش عشق و محبت ما فروكش كرد. حالت رمانتیك زندگی از بین رفت. وقتی یك روز صبح از خواب بلند شدم احساس كردم ما دو انسان متفاوت از یكدیگر با شباهت های بسیار كم هستیم. بسیار غصه خوردم و از زندگی مأیوس شدم ولی بعد از مدتی فهمیدم كه این عشق واقعی نیست.عشق واقعی یعنی تقسیم احساسات و درك ناراحتی هایمان. من عاشق یك شخص واقعی شدم تا عاشق شخصیتی كه می خواستم از او بسازم.
در همه این مثال ها عشق در طی زمان با پذیرش و درك از یكدیگر توسعه و رشد پیدا كرد. با این روش هدف از عشق هماهنگ كردن تفاوت های بین زن و شوهر و ساختن یك رابطه مثبت و پایدار است.
شاید بسیاری از خانواده های امروزی با عشق واقعی بسیار فاصله داشته باشند. بسیاری از زوجین دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده آل خود بسازند. در نزد چنین فردی این تغییر وفاداری به همسر نامیده می شود و خود یك عشق واقعی است. تجربه ثابت كرده است كه انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفاً برای ایجاد یك رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می دهد و در زندگی زناشویی تأثیر خود را خواهد گذاشت.
عشق واقعی و عشقی كه امروزه تمام روان شناسان مسائل خانواده متفق القول بر آن صحه می گذارندپذیرش و احترام به تفاوت طرف مقابل است. مطمئن باشید اگر تمام كره زمین را نیز بگردید همسری كه در تمام جنبه ها همانند شما باشد پیدا نخواهید كرد. تنها با پذیرش تفاوت های همسرتان خواهید توانست در ساختن یك زندگی خوب قدم های مثبتی بردارید.
منبع : روزنامه اطلاعات




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه به دعواهای زناشویی پایان دهید

نویسنده :سودا امیری
تاریخ:شنبه 10 آبان 1393-10:54 ق.ظ

چگونه به دعواهای زناشویی پایان دهید

حتما شنیده اید که افراد متاهل از لحاظ جسمانی و روحی سالم تر از افراد مجرد هستند، این مساله ای است که تحقیقات متعدد هم آن را ثابت کرده است. اما نکته ای که باید آن را در نظر گرفت این است که افراد متاهلی که درگیر یک ازدواج بد هستند از لحاظ جسمانی و سلامت روحی – روانی وضعیت بدتری نسبت به افراد متاهلی که ازدواج مناسب دارند و حتی افراد مجرد، دارند. در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۵ در کانادا انجام گرفت مشخص شد افرادی که ازدواج نامناسب دارند بیشتر از افراد مجرد استرس دارند و وضعیت کلی سلامت آنها مناسب نیست. در ضمن مطالعه ای دیگر در فرانسه نشان داده که افرادی که در زندگی زناشویی خود درگیری دارند بیشتر دچار بیماری های قلبی می شوند. البته این به آن معنا نیست که یک ازدواج خوب باعث می شود فرد قطعا سالم تر شود و یک ازدواج بد قطعا باعث بیمار شدن فرد می شود اما چیزی که قطعی است این است که یک ازدواج مشکل دار هم برای روح شما و هم برای جسم شما مضر است.

آناستازیا (این اسم مستعار است) یکی از زنانی است که تجربه زندگی بد را پشت سر گذاشته است. او که یک هنرمند است پس از ازدواج متوجه شد همسرش به هیچ وجه از او حمایت نمی کند و تمام مخارج زندگی و کارهای خانه را باید خودش انجام بدهد. وقتی آناستازیا به برخی از کارهای خانه نمی رسید به پرخاشگری می پرداخت و حتی همسرش را به ضرب و شتم تهدید می کرد. وقتی این زن باردار شد همسرش حتی کمتر از قبل به او توجه کرد و این باعث شد این زن تمام مدت مضطرب باشد. خودش می گوید: «من مجبور بودم هم بیرون از خانه و هم در داخل خانه کار کنم، حتی یک روز هم نمی توانستم استراحت کنم، تمام مدت مضطرب بودم و این روی خواب من هم تاثیر گذاشت، کلا وضعیت بسیار بدی داشتم و پزشک معالج من هم متوجه شد این وضعیت روی سلامت من تاثیر گذاشته است.» دکتر آنسیا مارتین جی، پزشک معالج آناستازیا می گوید: «متاسفانه استرس ها باعث شد این زن همیشه مضطرب باشد، این موضوع هم روی خواب و هم روی تغذیه او تاثیر گذاشت و باعث افزایش فشار خون او هم شد و این روی سلامت او و سلامت نوزادش تاثیر گذاشت.»این موردی است که نباید به سادگی از آن گذشت. شارون ریوکین، فوق تخصص روانپزشکی که در کلینیک سانتاروزا در کالیفرنیا کار می کند، می گوید: «اگر یک ازدواج نامناسب داشته باشید، نباید تاثیر استرس ناشی از این ازدواج روی بدن خودتان را دست کم بگیرید.

در چنین ازدواج هایی دوطرف اضطراب، عصبانیت، افسردگی و خشم را تجربه می کنند. این عوامل می توانند هر روز روی سلامت فرد تاثیر بگذارند.» این متخصص مشاوره ازدواج می گوید: پس از سال ها کار در این حیطه به این نتیجه رسیده است که بخشی از ازدواج ها که در آن یک یا دو طرف دیگر علاقه ای به طرف دیگر ندارد یا یک طرف رفتار تهاجمی و عصبی دارد، بهتر است پایان داده شوند اما اکثریت ازدواج های پرمشکل را می توان بهبود بخشید. این پزشک و همکارانش این توصیه ها را برای افرادی که درگیر روابط نامناسب زناشویی هستند ارایه می دهند و چگونگی کمک به آنها را هم می گویند.

● صحبت کنید

دکتر سوزان هایلر، فوق تخصص روانشناسی در دانشگاه ونور که متخصص زوج درمانی است، می گوید: «همه زوج ها دچار مشکل می شوند اما مساله اصلی این است که باید در مورد مشکلات با طرف مقابل حرف زد، اگر این کار را نکنید اختلاف بین شما بیشتر و مشکلات به جای حل شدن چندبرابر می شوند.»

جی (این نام مستعار است) از همسر خود جدا شده است. او می گوید: «ما اختلافات زیادی داشتیم، من بارها و بارها از دست همسرم ناراحت می شدم اما مسایل را به او نمی گفتم ولی یک روز که خشمم فوق العاده شد با او به مشاجره پرداختم و متاسفانه اختلاف ما به برخورد فیزیکی انجامید، شاید اگر از روز اول هر موقع که به مشکل برمی خوردم موضوع را به همسرم می گفتم و سعی می کردیم آن را حل کنیم آن وقت به نقطه انفجار خشم و عصبانیت نمی رسیدیم.»دکتر هایلر ادامه می دهد: «افرادی که در خانواده هایی بار آمده اند که در آن والدین به خوبی با هم ارتباط برقرار و با هم صحبت می کنند بعدها در زندگی شخصی خودشان هم به خوبی مشکلات را با صحبت کردن حل می کنند. این یک مهارت است که متاسفانه بسیاری از افراد جوان این مهارت را فرا نمی گیرند و این باعث می شود در زمان های بحرانی نتوانند به خوبی با طرف مقابل خود ارتباط برقرار کنند و مشکل آنها بیشتر از قبل شود.»

▪ راه حل مشکل: بهتر است به کتاب های مخصوص روانشناسی در حیطه ارتباط برقرار کردن مراجعه کنید یا به مشاوران امور ازدواج مراجعه کنید، حتی می توانید از طریق اینترنت مطالب جالب را پیدا و مطالعه کنید. در برخی مناطق هم کلاس های مخصوص آموزش این مهارت ها دایر است.

● گوش کنید

همه ما دوست داریم شنیده شویم اما همه ما بلد نیستیم گوش کنیم. دکتر ریوکین می گوید: «یکی از مشکلات اساسی زوجین مشکل دار این است که آنها به حرف همدیگر گوش نمی دهند. وقتی خوب به طرف مقابل گوش ندهیم، فقط چیزهایی را می شنویم که دوست داریم، ممکن است از چند جمله طرف مقابل فقط یکی که ما را عصبانی می کند بشنویم و آن وقت دچار خشم بیشتر شویم و به آن واکنش نشان دهیم.»

در ضمن یادتان باشد کسی که خوب گوش نمی دهد، نمی تواند یک ارتباط صمیمی برقرار کند چراکه مهم ترین حس برای برقراری ارتباط یعنی اعتماد را به طرف مقابل خود نمی دهد.

▪ راه حل مشکل: خیلی ساده می توانید این مشکل را حل کنید. کافی است تمرین گوش دادن بکنید، چگونه؟ خیلی ساده، با همسرتان قرار بگذارید هر بار یکی از شما حرف بزند و دیگری زمانی بین سه تا پنج دقیقه را کامل با تمرکز تمام به او گوش کند. روانشناسان می گویند برخی افراد ۱۰ سال پس از شروع زندگی مشترک، پس از چند ساعت گوش دادن با تمرکز به حرف های همسرشان به درک جدید و شناختی متفاوت از او رسیده اند.

● همسرتان را مقصر ندانید

همه ما انسان ها به طور غریزی حق را به خودمان می دهیم اما اگر این موضوع همیشگی و دایمی باشد و حس قضاوت ما را تهدید کند، می تواند به یک فاجعه در زندگی مشترک بدل شود. بسیاری از زوج ها صرفا این مشکل را دارند که هر دو طرف سعی می کنند تا هر جور که شده حقانیت خود را در اختلاف ها نشان دهند. در واقع آنها گاهی بحث های اولیه را فراموش می کنند و فقط به فکر گرفتن امتیاز از طرف خود هستند تا به او ثابت کنند که حق دارند. دکتر یوجی ساماکو از دانشگاه ایلینویز می گوید: «مقصر دانستن طرف مقابل مشکل را حل نمی کند، در واقع اینکه همیشه بخواهید دیگری را در تمام مشکلات و مسایل مقصر بدانید روی رفتار خودتان هم تاثیر منفی می گذارد و باعث می شود نسبت به رفتارها و گفته های خود حس منطقی بودن را از دست بدهید. مطمئن باشید هیچ وقت هیچ مشکلی با متهم شناختن همسرتان حل نخواهد شد. گاهی این رفتار ناخودآگاه است اما اگر تکرار شود به صورت عادت درمی آید و آن وقت ترک آن بسیار مشکل می شود. در آن زمان دیگر فرد حتی نمی تواند بفهمد که دارد یک رفتار تقلیدی و تکراری از خودش نشان می دهد.»

▪ راه حل مشکل: دکتر ساماکو راه جالبی را پیشنهاد می دهد: «این بار که با همسرتان به مشکل خوردید و در جریان بحث و مجادله سعی کردید به او بقبولانید که او مقصر است به یاد این بیفتید که شاید او تنها مقصر نیست. در این لحظه کمی به خودتان و او استراحت بدهید و سپس بر این تمرکز کنید که مشکل از کجا شروع شد و چگونه بسط پیدا کرد، سپس به این فکر کنید آیا تغییر شیوه شما نمی توانست به حل این مشکل بینجامد. اگر جواب این سوال مثبت بود یعنی شما هم در رابطه با این بحران تا حدودی مقصر هستید. در این شرایط دیگر نمی توانید تمام گناه را متوجه همسرتان بدانید، مطمئن باشید با این روش، شیوه رفتار و عملکرد شما تغییر خواهد کرد.

یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که زوج ها طی زمان با آن برخورد می کنند این است که حساسیت خود به طرف مقابل را از دست می دهند که این ناشی از اطمینان خاطری است که مرد یا زن نسبت به همسرش یافته است و فکر می کند هر رفتار یا گفتاری از او سر بزند طرف مقابل همراه او خواهد ماند. در اصل این مساله را می توان به «اطمینان از عدم ترک شدن توسط همسر» دانست. این تلقی باعث می شود رفتار مهمی از سوی فرد سر نزندو باعث دوری او از همسرش شود. دکتر ریوکین در این مورد می گوید: «همه انسان ها به توجه، مهربانی و محبت نیاز دارند، بدون این حس ها، انسان احساس تنهایی، طردشدگی و عدم مطلوب بودن می کند.»

▪ چگونه مشکل را حل کنیم: با یک هدیه کوچک، یک تشکر، یا حتی یک یادآوری به همسرتان احساس نشان دهید، شاید از او عصبانی هستید اما حتی در این حالت هم می توانید به او توجه کنید. با همین کار ساده و یک ابراز احساسات خشم دو طرف کاهش می یابد و فضا برای بحث منطقی مساعد می شود. پس از آن می توانید در زمان آ رامش با خونسردی به همسرتان مشکل را یادآوری و آن را حل کنید.

● زمان بدهید

مشکلات میان زوج ها گاه پیچیده و چند بعدی است برای همین نباید انتظار داشت خیلی سریع حل شوند. باید بدانید یک مشکل ممکن است در چند ثانیه رقم بخورد اما حل آن به چند هفته و چند ماه زمان نیاز داشته باشد.

▪ چگونه مشکل را حل کنیم: به خودتان و به همسرتان زمان بدهید. این جمله را با خود تکرار کنید که «زمان می تواند شدیدترین عصبانیت ها را آرام کند. هیچ مشکلی هم در کوتاه مدت حل نمی شود. یک راه بسیار خوب استفاده از مشاوران و روانشناسان است اما فکر نکنید آنها خیلی سریع مشکل را حل می کنند. حداقل برای حل مسایل یک ازدواج پر مساله باید به مشاور خودتان سه ماه زمان بدهید.

روزنامه شرق 

ترجمه: سیما هاشمی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic